تبلیغات
ابواب معرفت - نظر شیعه در رابطه به تصوف
 
ابواب معرفت
مردان خدا پرده پندار دریدند یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند
درباره وبلاگ


وبلاگ شخصی علی نیکی
کپی از مقالات بدون ذکر وبلاگ شرعا جایز نمی باشد

09166309661
09356731188
الإمامُ الحسینُ علیه السلام - فی الدُّعاءِ - :

إلهی تَرَدُّدی فی‏الآثارِ یُوجِبُ بُعدَ المَزارِ ،

فاجمَعْنی عَلَیكَ بِخِدمَةٍ تُوصِلُنی إلَیكَ ،

كَیفَ یُستَدَلُّ عَلَیكَ بِما هُوَ فی وُجودِهِ مُفتَقِرٌ إلَیكَ ؟!

أیَكونُ لِغَیرِكَ مِنَ الظُّهورِ ما لَیسَ لَكَ حتّى‏ یَكونَ هُوَالمُظهِرَ لَكَ ؟!

متى‏ غِبتَ حتّى‏ تَحتاجَ إلى‏ دَلیلٍ یَدُلُّ عَلَیكَ ؟!

... بِكَ أستَدِلُّ عَلَیكَ فَاهْدِنی بِنورِكَ إلَیكَ .

بارخدایا! سر گرم شدنم به نشانه‏ها و آثار ، موجب دورى دیدار (تو) مى‏شود ،

پس تمام قواى مرا متوجه خدمتى كن كه مرا به تو برساند .

چیزى كه خود در هستى‏اش نیازمند توست ، چگونه مى‏تواند دلیل و رهنماى به سوى تو باشد ؟

آیا جز تو ، ظاهر و آشكارند و تو (ظاهر) نیستى ؟ تا این كه آنان نشانگر و آشكار كننده تو باشند ؟

كِى غایب بود‌ه‏اى ، تا نیاز داشته باشى ، رهنمایى به سوى تو راهنمایى كند ؟

... به واسطه توست كه ره به تو مى‏برم ؛ پس ، با نور خود مرا به سوى خودت رهنمون ساز .

مدیر وبلاگ : علی نیکی
نویسندگان


نظر شیعه در رابطه باتصوف با بیان مطالب زیر روشن می گردد

 

  دراویش و صوفی‌ها افرادی هستند كه بعد از قرن دوم هجری قمری1 بر مبنای افراط در زهد اسلامی و با پیروی از ریاضت‌های طاقت‌فرسای ادیان قدیم هندی، بودائی، نصرانی و روش نوافلاطونی، اساس فرقه‌ای را مخالف و مغایر با معیارهای روشن و عقل‌پسند قرآن و شرع مقدس اسلام و سنت و روش عملی پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ معصومین ـ علیهم السّلام ـ به نام تصوف و صوفی‌گری در جامعه اسلامی بنا نهادند.2این كار آنان كه در صدر اسلام توسط برخی از افراد برجسته صوفیه مانند ابو هاشم كوفی، معروف كرخی، جنید بغدادی، رابعه عدویه، حسن بصری، ابراهیم ادهم و امثال آنان به عنوان یك بدعت بزرگ به وجود آمد، رفته رفته منشأ ایجاد سلسله‌های مختلف و متعدد با راه و روش‌های خاصی گردید. بستر این سلسله‌ها در ابتداء مذهب اهل سنت بوده و در دوران حكومت صفویان به تبع اینكه سنّیان ایرانی شیعه شدند. تصوف وارد جامعه شیعی ایران گردید و به تدریج توأم با نوسانات سیاسی و فكری موجبات ایجاد سلسله‌های صوفی‌گری را در جامعه تشیّع به وجود آورد.

  تصوف در طول تاریخ دارای فرقه های متعددی به نام های مختلفی بوده اند  که اکثر انها منقرض شده و فرقه های زیر در عصر حاضر در کشور های مختلف اسلامی و غیر اسلامی فعال هستند.

  فرقه های قادریه، نقشبندیه، سهروردیه، چشتیه، رفاعیه فرقه های صوفیه اهل سنت می باشند و فرقه های گنابادیه ، ذهبیه، خاکساریه، اویسیه ، نوربخشیه نعمت اللهیه از فرقه هایی هستند که ادعای شیعه بودن را دارند.

  هیچ یك از فرقه ها و سلسله های صوفیه به ظاهر منكر خدا و پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیستند و نیز فرقه های صوفیه شیعی ائمه ـ علیهم السّلام ـ را انكار نمی كنند لكن برخی از عقاید و اعمال آنان ملازم با اموری است كه با شرك و نفی شریعت و نفی امامت امامان سازگار می باشند به همین علت گروه های صوفیه از طرف فقهاء شیعی و سنّی از میان جامعه اسلامی مورد طرد قرار گرفته و اهل بدعت شمرده شده اند.5 بنا برابن هیچ یک از فرقه های تصوف مورد تایید تشیع نمی باشد. و علت آن انحرافاتی است که اصول مکتب تصوف را تشکیل می دهد که در ذیل به برخی ازین انحرافات اعتقادی و عملی تصوف که تمام فرقه های صوفیه در آن ها مشترک اند اشاره می شود:

  1- مكتب تصوف و فرقه‌های صوفیه كه امروز در میان برخی از جوامع اسلامی رایج است برخاسته از دین اسلام نمی‌باشد. زیرا نه در قرآن كریم و نه در متون روایی معتبر هیچ پایگاه و ریشه‌ای برای تصوف و فرقه‌های آن وجود ندارد لذا تصوف با آمدن اسلام در میان مسلمین نیامده است. از دیدگاه تاریخی نیز این نتیجه بدست می‌آید كه تا زمان حكومت عباسی‌ها اثری از صوفیه و تصوف و فرقه‌ها و اقطاب آن در میان مسلمین به چشم نمی‌خورد و همة محققین بر این مطلب اتفاق نظر دارند.

  كیوان سمیعی می‌گوید در زمان پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ كسی بنام متصوفه وجود نداشته و از زمان امام صادق ـ علیه السّلام ـ به بعد مردمی بنام متصوفه و صوفی پدید آمدند. و در قرن دوم قمری با عمل ظهور می‌كند و در قرن سوم با علم كلام و فلسفه تلاقی نموده و چندی بعد با عمل و علم وارد خانقاه‌ها و محافل صوفیان می‌شود تا در قرن هفتم به عرفان علمی می‌رسد و محی الدین عربی اندلسی (م. 638ق) و صدر الدین قونوی پسر زن و شاگرد محی الدین را به وجود می‌آورد.3

  دكتر قاسم غنی می‌گوید: بعد از حكومت امویان در راستای انشقاق مسلمین به فرقه‌های گوناگون دسته مخصوصی بنام صوفیه و متصوفه پیدا شدند و در حدود سال 200 ق این نام‌ها شایع و معروف گشت. پس قدر مسلم این است كه در دوره صحابه و تابعین این فرقه وجود نداشته است بلكه از پدیده‌های قرن دوم است.4

  در نفحات الانس آمده است كه تا قرن دوم هجری از صوفی اسمی نبود و پس از ورود ملل مختلف، فرقه‌های گوناگون خصوصاً صوفیه در بین مسلمین پدیدار شد و جاحظ اولین كسی است كه این كلمه را در كتاب «البیان و التبیین» بكار برده و اولین كسی كه این نام بر او اطلاق شد ابوهاشم كوفی است.5

   ابن الجوزی6 ابن خلدون7 سید اسدالله خاوری8 و دیگران نیز به این مطلب اذعان نموده‌اند.

  علامه طباطبائی درباره پیدایش تصوف چنین می‌فرماید: تصوف مقارن با انتشار بحث فلسفی در زمان عباسیان ظهور نمود.9 و برای آن ریشه‌ای در عهد خلفاء در لباس زهد وجود داشته است. و سپس به شكل متصوفه در اوائل عهد بنی عباس توسط ظهور مردانی از صوفیه مثل بایزید، جنید، شبلی و معروف كرخی و غیر آنان پدیدار شدند. این قوم زمانی كه ادعای كرامات كردند و مطالبی را كه با ظواهر دین و حكم عقل متناقض بودند به زبان آوردند و ادعا می‌كردند كه بر این معانی صحیح فهم اهل ظاهر نمی‌رسد، بر فقها و عامه مسلمین گران تمام شد و آنان را انكار نمودند و از آنها تبرئه جسته و مورد تكفیرشان قرار دادند و با حبس، شلاق، كشتن، دار آویختن و تبعید نمودن از آنان دوری جستند. صوفیه در قرن ششم و هفتم به اوج خودشان رسیده و پس از آن به سوی انحطاط گرائیده و مردم از آنان اعراض نمودند.10

  از آنچه كه بیان گردید و نیز با رجوع به سایر كتبی كه به این امر پرداخته‌اند بدست می‌آید كه تصوف ربطی به اسلام ندارد چون اگر ملازم با دین اسلام می‌بود، باید توسط شخص پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و جانشینان معصومش تبیین می‌گردید همانطوریكه خود اسلام و مفاهیم دینی و اوامر و نواهی تا جزئی ترین مسائل آن به وسیله آن حضرات ـ علیهم السّلام ـ بیان شده‌اند امّا از تصوف و مبانی آن حتی به صورت كلی هم نام نبرده‌اند مگر در بعضی از روایات كه در مقام نكوهش و مذمّت از  آن نام برده شده است.11

  امّا به رغم این واقعیت همة فرقه‌های صوفیه مسلك تصوف را به اسلام و پیشوایان دین نسبت می‌دهند و هر كدام سلسله اقطاب‌شان را از راه‌های مختلف به ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ و در نهایت به پیامبر معظم اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌رسانند و اصرار دارند كه این پندارهای آنان را مردم بپذیرند.

  2-التقاطی بودن مکتب تصوف یکی دیگر از دلایل انحراف آن می باشد . قاسم غنی در این مورد می‌گوید: واقع امر این است كه تصوف طریقه مركب و بسیار پیچ در پیچی است و منابع مختلف و متنوع داشته و از سرچشمه‌های متعدد آب خورده است. صوفیه از حیث مذاق و سلیقه التقاطی بوده و مانند مردمان متعصّب هیچ وقت پای خود را به یك جا نبسته‌اند. به این معنی كه همین كه رأی و عقیده‌ای را موافق با ذوق و حال خود یافته‌اند و منتسب به هر كس و هر جا بوده گرفته‌اند و همیشه لسان حال‌شان این بوده كه:

      شاخ گل هر جا كه می‌روید گل است   خم مُل هر جا كه می‌جوشد مُل است

  و مهمترین منابع غیر اسلامی تصوف عبارت‌اند از دیانت مسیحیت، فلسفه نو افلاطونی و حكمت اشراق عرفانی قبل از اسلام و افكار و آراء بودایی.12 و بر این مطلب اكثر محققین و علما اسلامی اتفاق دارند كه در محل خودش بیان شده است.

  3- دلیل سوم انحراف تصوف در بطلان بعضی از عقاید و اعمال این مکتب نهفته است:

  الف. وحدت وجود:

  دراویش و صوفیه معتقداند كه كل عالم مساوی با خدا است و ذات احدیت به صورت مجرد از مظاهر خودش كه همة مخلوقات باشد بالفعل تحقق ندارد و تمام موجودات به نحوی تجلی خداوند است.13 و بر همین اساس حسین بن منصور حلاج ادعای «انا الحق» نمود و به اعتقاد خودشان اسرار حقیقت را فاش كرد و متهم به زندیق و ملحد گردید.14 اشعار صوفیه پر از مطالبی است كه اعتقاد آنان را به وحدت وجود ثابت می كند و به عنوان نمونه شعری از عطار نیشابوری را ذكر می كنیم:

              منم الله در عین كمالم  منم الله در عین وصالم

              من الله خود در خود بدیدم  به خود گفتم كلام حق شنیدم15

  بطلان این عقیدة صوفیه و دراویش هم از جهت برهان عقلی كه منافات با توحید ذاتی خداوند دارد و همه از نظر شرعی كه با تمام ادیان الهی در تضاد است، بر هیچ كسی پوشیده نیست

  ب. اتحاد و حلول: این عقیده صوفیه به این معنا است كه خداوند در مخلوقات خود حلول می‌كند و برای همین معتقدند كه خداوند در پیامبران و امامان و اولیاء حلول نموده است.16

  ج. اعتقاد به ولایت اقطاب: دراویش در رابطه با مسئلة ولایت عقیده ای خاص دارند. آنان در عین حالی كه ولایات سه گانه (امامت دینی، زعامت سیاسی و ولایت تصرف را نسبت به ائمة اطهار ـ علیهم السّلام ـ انكار می كنند)، معتقد به ولایت اقطاب شان- كه همان صوفی هایی است كه به پندار آنان به حق واصل گردیده و عقل شان زایل و شریعت از آنان ساقط گشته است ـ می باشند. و این ولایت را كه شبیه به ولایت تصرف می باشد به انحاء گوناگون تعریف كرده اند و می گویند ولی كسی است كه از حال خود فانی و در مشاهده حق باقی است و خود از نفس خود خبر ندارد. و یا می گویند ولی كسی است كه كامل و فانی و مضمحل در حق باشد. و برای ولایت مراتب و تقسیمات عجیب و غریب دارند.17 كه كاملاً بیگانه از متون اسلامی و عقاید مسلمین می باشد صوفیه راه رسیدن به این ولایت را برای همگان باز گذاشته اند و آن را اكتبسابی دانسته و ارادة خداوند را در آن دخیل نمی دانند و هیچ نوع انحصاری برای آن قائل نیستند و لذا می گویند «دست زن در دامن هركو ولی است + خواه از نسل عمر و خواه از علی است. »18 منتهی راه رسیدن به این ولایت فقط سیر و سلوك صوفیانه می باشد و به وسیلة آن به كمال رسیده و مقام قطبیت نصیب او می گردد. صوفیان ولایت ائمه ـ علیهم السّلام ـ را در ابعاد علمی، دینی، و رهبری سیاسی عملاً قبول ندارند بلكه معتقد به یك نوع ولایت‌اند كه در اثر ریاضت‌های صوفیانه و سیر و سلوك ممكن است برای هر كسی حاصل گردد.19

  د. محوریت طریقت و حقیقت در برابر شریعت در مکتب تصوف دلیل دیگری بر انحراف این مکتب می باشد : شریعت همان احكام و دستورات الهی است كه از طرف خداوند بر پیامبر اسلام ـ‌ صلّی الله علیه و آله ـ برای هدایت تكامل بشر به عنوان یك دین و قانون الهی نازل گردیده و همة مسلمین اعم از علماء فقهاء و عوام خودشان را پیرو این شریعت دانسته و اوامر و نواهی آن را باعث حصول كمال انسانی و لازم الاجرا می دانند و در این جهت هیچ تفاوتی بین افراد جامعه اسلامی وجود ندارد.

  اما متأسفانه دراویش و صوفیه در كنار شریعت اسلامی پدیده هایی بنام طریقت و حقیقت اختراع كرده اند كه شریعت را پوستة طریقت و طریقت را پوستة حقیقت می دانند. و معتقدند كه شریعت و طریقت هر دو وسائل رسیدن به حقیقت است. و مراد از طریقت آداب سیر و سلوكی است كه خودشان ابداع كرده اند و مراد از حقیقت مرحله رسیدن به خداست. صوفیه معتقدند كه وقتی انسان به مرحله حقیقت رسید در بحر وحدت الهی غرق و محو می شود و از این ‌حالت برای او بیخودی و زوال عقل حاصل می گردد و نمی تواند خود را از این غرقاب بیرون آورد. و به اتفاق همة علماء اسلام تكالیف شرعیه از كسی كه عقل او زائل گشته است ساقط می باشد.20 صوفیه به این ترتیب هم در كنار شریعت طریقت را جعل كرده اند و هم به بهانه اینكه انسان وقتی به حقیقت رسید به خاطر زوال عقل، شرع را پامال نموده و كنار گذاشته اند.

  علامه طباطبایی می فرمایند: متصوفه از برای سیر و سلوك آداب و رسوم خاصی را كه در شریعت وجود نداشت احداث كردند و پیوسته راه های جدیدی را بر آن افزودند و شرع را كنار گذاشتند تا اینكه به جایی رسیدند كه شریعت را در یك طرف قرار دادند و طریقت را در طرف دیگر و كارشان به جایی رسید كه در محرمات غوطه ور شدند و واجبات را ترك كردند و در نتیجه منتهی به گدایی و استعمال افیون و بنگ شدند كه این حالت آخرین حالت تصوف است كه عبارت از مقام فناء باشد.21

  هـ . سماع و رقص: انجام برنامه‌های نوازندگی و خوانندگی به سبك خاص صوفیانه یكی از كارهای مهم خانقاهی به شمار می‌آید. ابن الجوزی در این زمینه چنین می‌گوید: تصوف طریقه‌ای است كه از زهد شروع می‌شود و به سماع و رقص منتهی می‌گردد و از میان عوام‌طالبان آخرت به آنها روی می‌آورند و طالبان دنیا به خاطر لهو و لعبی كه در مجالس آنها می‌بینند به سوی آنها جذب می‌شوند. این طائفه وقتی كه غناء و موسیقی را می‌شنوند به وجد می‌آیند و ...22

  و. عشق و تعشّق: صوفیان بر طبق این پندار كه «المجاز قنطرة الحقیقه» عشق مجازی آن هم از نوع وضیع و حیوانی را از كمالات انسانی دانسته و سخت بر این امر پایبند هستند و دامنه این عشق را به عشق با پسران زیباروی گسترش داده به امید اینكه شاید به عشق حقیقی كه عشق به خدا باشد برسند23 و یا ممكن است اصلاً خود همین عشق در نزد برخی از آنان موضوعیت داشته باشد. و ناگفته پیدا است كه با انجام كارهای حرام و ضد اخلاقی نه تنها تقرب الهی حاصل نمی‌گردد بلكه قطعاً موجبات دوری و ناخشنودی خدا را به دنبال خواهد داشت.

  زـ ریاضت: یكی از كارهای خانقاهی صوفیه ریاضت‌های غیر مشروع و برگرفته از ریاضت‌های رایج بین مرتاضان هندی و بودائی و راهبان نصاری، می‌باشد. علاّمه طباطبایی می‌فرماید كه: مسئله ریاضت نفس امری نیست كه مسلمانان آن را در قالب تصوف و عرفان اختراع كرده باشند بلكه این عمل در بین امم گذشته مثل بودائیان، هندیان، نصاری و ... به خاطر آثار عجیب و غریبی كه بر آن مترتب می‌گردد مرسوم بوده است.24

4- دلیل چهارم احادیثی است كه در مذمت تصوف وارد شده،که اكثر آنها از نظر سند صحیح و از حیث دلالت آشكار می‌باشند. نمونه‌ای از آنها را ذكر می‌كنیم:

الف . در حدیقة الشیعه از امام رضا ـ علیه السّلام ـ روایت شده كه فرمود: كسی كه در نزد وی از صوفیان سخن به میان آید و این شخص آنها را با زبان و قلب انكار نكند از شیعیان ما نیست. اما اگر آنها را انكار كند ـ روش و مسلك آنها را باطل بداند ـ مانند كسی است كه در كنار پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ با كفّار به جهاد پرداخته است.25

ب . امام هادی ـ علیه السّلام ـ در مسجد النبی ـ صلی الله علیه و آله ـ نشسته بود كه گروهی از صوفیه وارد شدند امام ـ علیه السّلام ـ به اطرافیان خود فرمود به آنها توجه نكنید... آن‌گاه اضافه كرده و فرمودند: همة صوفیان از مخالفین ما هستند و راه و مسلك آنها مغایر با راه و مسلك ما می‌باشد و اینها نصارا و مجوس این امت هستند.26

ج . یكی از شیعیان به امام صادق ـ علیه السّلام ـ عرض كرد در زمان ما قومی به وجود آمده كه آنها را صوفیه می‌نامند، در رابطه با آنها چه می‌فرمائید؟ امام ـ علیه السّلام ـ در جواب فرمودند:‌آنها دشمنان ما هستند و كسی هم كه رغبتی به آنها داشته باشد از آنهاست و با آنها محشور خواهد شد.27

د . از امام صادق ـ علیه السّلام ـ در رابطه با ابی‌هاشم صوفی كوفی سؤال شد، امام ـ علیه السّلام ـ فرمود: او جدّاً

عقیدة فاسدی دارد، او كسی است كه مذهب و مسلك تصوف را پایه‌گذاری كرده است.28

ﻫ . پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ در ضمن وصایای خود به جناب ابوذر فرمود: در آینده قومی خواهد آمد كه در تابستان و زمستان لباس پشم می‌پوشند و با این كار خود را از دیگران برتر می‌دانند. كه به اینها فرشتگان آسمانها و زمین لعنت می‌فرستند.

با توجه به احادیثی كه ذكر گردید و روایاتی كه با این مضامین در كتب روائی ذكر شده است متصوفه مورد مذمت و نكوهش پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیهم السّلام ـ قرار گرفته‌اند .

از مجموع دلایلی که ذکر گردید انحراف و بطلان مکتب تصوف بر هیچ مسلمانی پوشیده نمی ماند .لذا این راهی نیست که انسان را به کمالات معنوی رسانده و به خدا نزدیک گرداند بلکه بهترین و تنها ترین راه کسب کمالات معنوی و تقرب به خدا دستورات شرعی و اخلاقی است که در قرآن و رهنمود های معصومین (ع) به مسلمانان سفارش گردیده اند

  و اینك برای معلومات بیشتر كتاب‌های زیر معرفی می‌گردد:

  1. خیراتیه، آیت الله وحید بن بهبهانی.

  2. فضایح الصوفیه، محمد جعفر بهبهانی.

  3. پرتو عرفان، عباس كی‌منش.

  4. عارف و صوفی چه می‌گوید، جواد تهرانی.

  5. تصوف از دیدگاه ائمه اطهار، داوود الهامی.

  6. در خانقاه بیدخت چه می‌گذرد، محمد مدنی.

  7. تاریخ صوفی و صوفی‌گری، مبلغی آبادانی.

  8. جلوه حق، آیت الله مكارم شیرازی.

  9. تحفة الاخیار، محمد طاهر قمی.

  10. سیری در تصوف، نور الدین مدرسی چهاردهی.

  11. سیر عرفان در اسلام، زین الدین كیانی نژاد.

  12.ارمغان خانقاه  ، محمد تقی رهبر

  13  .سرچشمه تصوف در ایران، تألیف سعید نفیسی.

  14. تشیع و تصوف، تألیف دكتر كامل مصطفی (ترجمه علیرضا ذكاوتی قراگزلو)

  15. سیری در تصوف، تألیف مدرسی چهار دهی نورالدین.

  16.راز گشا ،  کیوان قزوینی.

  17. در کوی صوفیان ، سید تقی واحدی.

  18.گفتگوی عالم و صوفی ،  سید محمد مهدی لنگرودی.

  19.تصوف در یکصد پرسش و پاسخ  ، عبدالباقی گولپینارلی.

  20.اسلام و دراویش ،   محمد مردانی

  امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود:

  «هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی راهش به سوی آتش است» اصول كافی، ج 1،ص 57 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 9 مرداد 1396 01:03 ق.ظ
Hello, just wanted to tell you, I loved this blog post.
It was practical. Keep on posting!
یکشنبه 8 مرداد 1396 09:03 ق.ظ
Hello, Neat post. There is an issue along with your website in web explorer, might test this?
IE nonetheless is the market chief and a huge part of other
people will miss your excellent writing because of this problem.
چهارشنبه 21 تیر 1396 02:06 ق.ظ
Exactly what I was looking for, appreciate it for posting.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:14 ب.ظ
Saved as a favorite, I like your website!
پنجشنبه 24 فروردین 1396 01:15 ق.ظ
Good day! I could have sworn I've visited your blog before but
after looking at some of the posts I realized it's new to me.

Anyways, I'm definitely delighted I discovered it and I'll be bookmarking it and checking back frequently!
شنبه 19 فروردین 1396 01:50 ب.ظ
Hi friends, how is the whole thing, and what you desire to say about this article, in my
view its really remarkable in favor of me.
یکشنبه 2 بهمن 1390 11:06 ق.ظ
وبلاگ حق المبین

دیدگاه علمای اسلام در خصوص تصوف،صوفیه و آثار صوفیانه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

 
 
بالای صفحه
 
} Online User